تبعيد

تبعيد


Friday, January 28, 2005

کودکان جنگ (آوارگان همه فصل ها)

پاییز اینجاست
اما
درختی نیست
تا برگ هایش به خاک افتد

باد می آید
موج می آید
و صدا

تاریک است اینجا
و ما
- آوارگان همه فصل ها -
در کوران موشک و خروش خوشه های بمب
به خاک می افتیم

سرد است اینجا.

سیدنی - نوامبر دو هزار و یک
این شعر در آنزمان برای کودکان افغان نوشته و چاپ شده بود با عنوان "آوارگان همه فصل ها".

_______________________________________

Monday, January 24, 2005

تنهایی

پشت به آینه که می نشینی
رویت به پنجره باشد
با نگاهی
که می لولد روی خیابان
رهگذری اگر گذشت
دستانت را چتری کن
به نشانه لبخند.

_______________________________________

Monday, January 17, 2005

"به یاد سیزده کودک که در آن صبح سرد در مدرسه ای در روستای سفیلان چهارمحال بختیاری سوختند"

مشق

کودک آب ندارد
کودک نان ندارد

کودک امید دارد
کودک با امید به مدرسه می رود

کودک در مدرسه سردش است
کودک در مدرسه آتش می گیرد
کودک در مدرسه می میرد

کودک بزرگ نمی شود
کودک خاکستر می شود

زندگی کوچک – مرگ بزرگ
لعنت
سرخط.

سیدنی – ژانویه دوهزار و پنج

_______________________________________

Wednesday, January 05, 2005

سؤال
.
طرف ما
همیشه هوا بوی آژیر قرمز می دهد
زمین دم به دم آبستن می شود
شکاف
مثل قارچ سمی می روید

رودخانه روی خانه می آید
دریا روی رودخانه

کارتن خانه می شود
کارتن خواب صاحب خانه
صاحبخانه
کنار خیابانی با خط های قرمز می میرد

تیر هی با جمجمه همخوابه می شود
گردن با طناب
تن با سنگ

چرا طرف ما هیچوقت صبح نیست
روشنی نیست
آزادی نیست؟!

سیدنی – ژانویه دوهزار و پنج

_______________________________________


This site is powered by Blogger because Blogger rocks!









يادداشتهاي سينا حافظي

در مسجد سلیمان متولد شدم و از نوجوانی نوشتن را آغاز کردم. اکنون ساکن سیدنی هستم.

* د مت گرم

XML
Photo album



لینک های خواندنی:



گوویل و ددویل:


آرشیو: